على آقا نورى

250

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

سرسخت به امامت سياسى و مذهبى آنان ، ضرورتى در اطاعت از سيره و سخنان آنان احساس نكنند . پاسخ امام رضا عليه السّلام به مأمون دربارهء قيام زيد بن على جالب توجه و خواندنى است . « 1 » در كتاب نداىوحدت با استناد به جامع المسانيد از قول ابو حنيفه چنين نقل شده است : در زمانى كه هنوز جوان بودم به مدينه رفته و خدمت محمد بن على ( حضرت باقر ) رسيدم . سلام كردم ، گفتم من از دوستان شما و اهل كوفه هستم . حضرت فرمودند : اهل كوفه ممنوع شده‌اند كه با ما تماس بگيرند ( مىبينيد چه اندازه اختناق سياسى در كوفه وجود داشته است ، زيرا شيعه‌ها در كوفه بودند و حكومت ، اهالى آنجا را از تماس با ائمه منع كرده بود ) . ابو حنيفه گفت من از دوستان شما هستم . حضرت فرمودند : اينجا ننشين زيرا اسباب زحمت مىشود . ابو حنفيه گوش نكرد و عرض كرد دوستان شما در كوفه به بعضى از خلفا اهانت مىكنند . شما آنان را از اين كار منع فرماييد . حضرت فرمودند : من به آنها گفته‌ام ولى گوش نمىكنند . عرض كرد : چرا گوش نمىكنند ؟ شما امام و پيشواى آنان هستيد . امام فرمودند : آنها هم مثل شما هستند ؛ شما خود را از دوستان ما مىدانيد ، اما وقتى به شما گفتم اينجا ننشين ، اهل كوفه نبايد با ما تماس بگيرند ، گوش نكردى و نشستى . « 2 »

--> ( 1 ) . صدوق ، عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 225 . ( 2 ) . واعظزاده خراسانى ، محمد ، نداىوحدت ، ص 142 . نگارنده خود نيز شاهد ماجرايى بود كه يادآورى آن براى روشن شدن جريان‌هاى تاريخى عبرت‌آموز است . ماجرا از اين قرار بود كه در روزهاى پايانى جنگ ايران و عراق كه هنوز جوانان پرشور و فرماندهان نظامى سپاه پاسداران پيروزى نظامى را اميد داشتند ، به ناگاه و به‌طور غيرمنتظره خبر پذيرش قطعنامه صلح را از طرف امام خمينى شنيدند . على القاعده براى آنان كه در عشق و اطاعتشان نسبت به امام خمينى ترديدى نبود ، انتظار مىرفت كه جنگ و صلح و پيروزى و شكست براى آنها فرع اطاعت از امام باشد . با اين‌حال باور كنيد كه در آن فضا نه‌تنها اعتراضاتى از طرف اين عزيزان ابراز مىشد ، بلكه برخى از فرماندهان بدون هيچ هماهنگى با مقامات بالا مقدمات برخى از عمليات ايذايى عليه دشمن را فراهم كرده بودند كه . . . » .